![]() |
![]() |
|
| سروده ها و پند ها |
|
ترسم آخر ز غم عشق تو دیوانه شوم بی خود از خود شوم و راهی میخانه شوم آنقدر باده بنوشم که شوم مست و خراب نه دگر یار شناسم نه دگر جام شراب
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 18:18 توسط منصور دهقانیان |
|
|
گفتمش آغاز درد عشق چیست؟
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت 14:27 توسط منصور دهقانیان |
|
|
باید فراموشت کنم چندیست تمرین می کنم من می توانم ! می شود ! آرام تلقین می کنم حالم ، نه ، اصلا خوب نیست ....تا بعد، بهتر می شود .... فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم من می پذیرم رفته ای و بر نمی گردی همین ! خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم کم کم ز یادم می روی این روزگار و رسم اوست ! این جمله را با تلخی اش ، صد بار تضمین میکنم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم دی 1390ساعت 11:18 توسط منصور دهقانیان |
|
|
آدمى در آغوش خدا غمى نداشت پیش خدا حسرت هيچ بيش و كمى نداشت دل از خدا بريد و بر زمين نشست صد بار عاشق شد و دلش شكست به هر طرف نگاه كرد راهش بسته بود يادش آمد يك روز دل خدا رو شكسته بود
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم آبان 1390ساعت 13:19 توسط منصور دهقانیان |
|
|
با من كه شكسته ام كمى راه بيا بالى بگشا و گاه و بيگاه بيا آزرده مشو بيا گناه از من بود گفتم كه مقصرم تو كوتاه بيا |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم آبان 1390ساعت 14:12 توسط منصور دهقانیان |
|
|
باز هم شب شد غصّه ی من تازه شده باز هم شب شد و چشم به ره مانده شدم باز هم شب شد و از تو خبر نشنیدم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم شهریور 1390ساعت 9:3 توسط منصور دهقانیان |
|
|
وقتی از تو دورم وقتی دلم بهانه نیاز تو را در گوشم تکرار می کند می توانیم همزمان در کنار هم باشیم چگونه؟ بسیار آسان به یاد داری می گفتم چشمانت را ببند؟ پرواز روح از جسم همان لحظه در آغوشت می گیرم و لبهایم با لبانت گره می خورد بسیار زیبا و دل انگیز است عشق بازی با معشوق جائی که مسافت تعریف و موجودیتی ندارد! فقط به فاصله بستن و باز کردن چشمان |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم شهریور 1390ساعت 12:36 توسط منصور دهقانیان |
|
|
کیستم من کیستم من کیستم من همین دانم که بی او نیستم هرکه بودم هرکه هستم هر که ام مـن غـلام درگــه جانانـه ام ای که هستی را تو فرمان می دهی عاشق دل داده را جان می دهی گیر دستم چون که من افتاده ام هرچه داشتم در ره تو داده ام! پیر رندی را بدیدم گفت هان!!! گفتمش من که چه دادی گفت جان!!! گفتمش پندی بگو ای پیرمرد خنده ای زد گفت تنها خواه درد!!! خنـده ای زد گفت تنـها خواه درد
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم مرداد 1390ساعت 8:7 توسط منصور دهقانیان |
|
|
گفتمش دل میخری پرسید چند؟ گفتمش دل مال تو تنها بخند خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روی خاک افتاده بود جای دستش روی دل جا مانده بود
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم مرداد 1390ساعت 17:41 توسط منصور دهقانیان |
|
|
در خواب شبى هم نفس يار شدم با شادى و غم هر دو گرفتار شدم شادى ز براى آنكه خوابش ديدم غم هم ز براى آنكه بيدار شدم |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم تیر 1390ساعت 12:13 توسط منصور دهقانیان |
|
|
اى برادر تو همين انديشه اى
ما بقى تو استخوان و ريشه اى گر بود انديشه ات گل گلشنى گر بود خارى تو هيمه گلخنى |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم تیر 1390ساعت 17:32 توسط منصور دهقانیان |
|
|
آرزو دارم شبى عاشق شوى آرزو دارم بفهمى درد را تلخى بر خوردهاى سرد را ميرسد روزى كه بى من لحظه ها را سر كنى ميرسد روزى كه مرگ عشق را باور كنى ميرسد روزى كه شبها در كنار عكس من ناله هاى كهنه ام را مو به مو از بر كنى
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم تیر 1390ساعت 12:1 توسط منصور دهقانیان |
|
|
پیش از اینها فکر می کردم خدا خانه ای دارد کنار ابرها مثل قصر پادشاه قصه ها خشتی از الماس خشتی از طلا "پیش از اینها فکر می کردم خدا ..." |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم تیر 1390ساعت 17:39 توسط منصور دهقانیان |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم خرداد 1390ساعت 10:19 توسط منصور دهقانیان |
|
|
زمردم دل بكن ياد خدا كن خدا را وقت تنهايى صدا كن در آن لحظه كه اشكت مى چكد گرم غنيمت دان و ما را هم دعا كن
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390ساعت 17:43 توسط منصور دهقانیان |
|
|
وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید ... من عاشق چشمت شدم نه عقل بود ونه دلی چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم فروردین 1390ساعت 17:43 توسط منصور دهقانیان |
|
|
به نام خالق بهار بوى باران ، بوى سبزه ، بوى خاك ، شاخه هاى شسته! باران خورده پاك
برگهاى سبز بيد عطر نرگس! رقص باد .....
پيشاپيش عيد همگى مبارك
|
||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اسفند 1389ساعت 16:24 توسط منصور دهقانیان |
|
|
بهاران به وقت گل ريزان به نا گاه هم خزان آمد خزانتر زآن زمستان با غريبى جاودان آمد كتى در بين گل رويان چو چتر نرگس و گلپر بزد بر قلب وى تندر كه درگلشن فقان آمد شكست و دود پنهانش به بالا رفت و پيدا شد ولى رخسار پيدايش به گورستان نهان آمد چو مويى بر اسيرى كو ز زندان وقفس رسته بزن بر سر ز حال خود كه بر وى صد امان آمد |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم مهر 1389ساعت 16:11 توسط منصور دهقانیان |
|
|
نامت چه بود؟ آدم
فرزند؟ بنويس اولين يتيم خلقت محل تولد؟ بهشت پاك اينك محل سكونت؟ زمين خاك آن چيست بر گرده نهادی؟ امانت است قدت؟ روزی چنان بلند كه همسايه خدا،اينك به قدر سايه بختم به روی خاك اعضاء خانواده؟ حوای خوب و پاك ، قابيل خشمناك ، هابيل زير خاك
رنگت؟ اينك فقط سياه ، ز شرم چنان گناه چشمت؟ رنگی به رنگ بارش باران ، كه ببارد ز آسمان وزنت ؟ نه آنچنان سبك كه پرم در هوای دوست ،نه آ نچنان وزين كه نشينم بر اين خاك جنست ؟ نيمی مرا ز خاك ، نيمی دگر خدا شغلت ؟ در كار كشت اميدم شاكی تو ؟ خدا نام وكيل ؟ آن هم خدا جرمت؟ يك سيب از درخت وسوسه تنها همين ؟ همين!!!! حكمت؟ تبعيد در زمين همدست در گناه؟ حوای آشنا ترسيده ای؟ كمی ز چه؟ كه شوم اسير خاك آيا كسی به ملاقاتت آمده؟ بلی كه؟ گاهي فقط خدا داري گلايه ای؟ ديگر گلايه نه؟، ولی ... ولی چه ؟ حكمی چنين آن هم يك گناه!!؟ دلتنگ گشته ای ؟ زياد برای كه؟ تنها خدا آورده ای سند؟ بلی چه ؟ دو قطره اشك داری تو ضامنی؟ بلی چه كسی ؟ تنها كسم خدا در آ خرين دفاع؟ می خوانمش كه چنان اجابت كند دعا
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم مهر 1389ساعت 17:17 توسط منصور دهقانیان |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم مهر 1389ساعت 11:30 توسط منصور دهقانیان |
|
|
عشق و شهوت زاده یک مادرند
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 12:0 توسط منصور دهقانیان |
|
|
بازیچه دست یار بودن عشق است آواره روزگار بودن عشق است در محکمه ای که یار قاضی باشد محکوم طناب دار بودن عشق است
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم مهر 1389ساعت 15:59 توسط منصور دهقانیان |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم مهر 1389ساعت 10:48 توسط منصور دهقانیان |
|
|
عشق يعنی مستی و ديوانگی
عشق يعنی با جهان بيگانگی عشق يعنی شب نخفتن تا سحر عشق يعنی سجده ها با چشم تر عشق يعنی سر به دار آويختن عشق يعنی اشک حسرت ريختن عشق يعنی در جهان رسوا شدن عشق يعنی مست وبى پروا شدن عشق يعنی سوختن يا ساختن عشق يعنی زندگی را باختن عشق يعنی انتظار و انتظار
عشق يعنی هر چه بينی عکس يار عشق يعنی ديده بر در دوختن عشق يعنی در فراقش سوختن عشق يعنی لحظه های التهاب عشق يعنی لحظه های ناب ناب ![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم مهر 1389ساعت 14:25 توسط منصور دهقانیان |
|
|
خواهی که جهان در کف و اقبال تو باشد خواهان کسی باش که خواهان تو باشد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389ساعت 16:51 توسط منصور دهقانیان |
|
|
در آغوشش فشردم گفت مُردم چه لذّتها از آغوش تو بردم شب ديگر در آغوش دگر بود خدايا كاش كمتر ميفشردم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389ساعت 12:33 توسط منصور دهقانیان |
|
|
خدا را گر كه ميجــــــويى دل غمديده شادان كن كه حق در عرش دلهاى پريشان مى شود پيدا آرى گفت نه وفا كرد ستمگر نه به جا ماند ستم ظالم از دست شد و ناله مظلوم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389ساعت 12:53 توسط منصور دهقانیان |
|
|
عشق هرجا رو کند آنجا خوش است
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم شهریور 1389ساعت 15:50 توسط منصور دهقانیان |
|
|
صداي پای عيد می آيد . دل بر سر دو راهی ِ آمدن عيد رمضان و رفتن ماه مبارک رمضان بلا تکليف است ... نمی داند از آمدن آن شاد باشد يا از رفتن اين محزون ؟ عيد فطر پاک ترين و عيدترين عيدهاست چرا که پاداش ِ يک ماه عبادت و شست و شوی جان درنهر پاک رمضان است. عيد فطر، عيد پايان يافتن رمضان نيست . عيد برآمدن انسانی نو از خاکسترهاي خويشتن خويش است، چونان ققنوس که ازخاکستر خويش دوباره متولد مى شود. رمضان کوره ايی است که هستی انسان را می سوزاند و آدمی نو؛ با جانی تازه از آن سر بر می آورد . عيدفطر؛ شادی برای رفتن رمضان نيست بلکه برای آمدن روز نو ، روزی نو و انسانى نو است . بناست که رمضان با سحرها و افطارهايش ، با شبهای قدر و مناجاتهايش از ما آدمی ديگر بسازد . اگر درعيد فطر در نيابيم که از نو متولد شده ايم، اگر تازگی را درروح خود احساس نکنيم، عيد فطر ؛ عيد ما نيست |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم شهریور 1389ساعت 12:29 توسط منصور دهقانیان |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم شهریور 1389ساعت 16:20 توسط منصور دهقانیان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
اى کاش که معشوق ز عاشق طلب جان مى کرد
تا که هر بى سر و پایی نشود یار کسى |
| پیوندهای روزانه |
|
گل مهربان دوست آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1390 بهمن 1390 دی 1390 آبان 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 تیر 1390 خرداد 1390 اردیبهشت 1390 فروردین 1390 اسفند 1389 مهر 1389 شهریور 1389 مرداد 1389 تیر 1389 |
| نویسندگان |
|
منصور دهقانیان منصور دهقانیان |
|
RSS
|